بهرام بیضایی: «ایرانی بودن بار بزرگی بر دوش ماست و مسئولیت مهمی در ارتباط با بازسازی و پیشبرد هویت برای ما دارد».
در بخش سخن سردبیر این سوال را داشتم که اگر روزی از خواب بیدار شویم و ببینیم تمام نقشه ها و اسناد در رابطه با خلیج فارس از بین رفته باشد، چگونه می توانیم ثابت کنیم که این خلیج، خلیج فارس است.
با کمک باستان شناسی روش های گوناگونی را می توان انتخاب کرد. از زبان سفالینه های چند هزار ساله، از زبان تدفین های متعددی که در سال های اخیر مورد کاوش و سپس مطالعه قرار گرفته اند، از زبان مُهرها و اثر مُهرها که نشان از تجارت دریایی در این پهنه آبی را دارند و غیره. اما از آنجایی که به اسطوره شناسی علاقه ای بی نهایت دارم، به ریشه های اساطیری مان در خلیج فارس می اندیشم. اساطیر میراث معنوی ما هستند..
دکتر آموزگار در کتاب شناخت اساطیر خود گفت: جایی که تاریخ و باستان شناسی سکوت می کند، اسطوره به حرف می آید.
خلیج فارس تنها یک دارایی ارزشمند طبیعی و یا گستره جغرافیایی نیست، بلکه جایی است که با اعتقادات نیاکان ما پیوند دارد. بخش مهمی از تاریخ اساطیری ما را در بر می گیرد. اسطوره واقعیت فرهنگی بسیار پیچیده ای دارد که آن را می توان از دیدگاه های گوناگون بررسی کرد. جامعه شناسان، قوم شناسان، روان شناسان و دین شناسان از اسطوره ها کمک می گیرند تا بتوانند با جوامع کهن بهتر آشنا شوند. اسطوره خاستگاه تفکر و عاطفه بشر است و آرزوهای او را باز می تاباند!
انسان در جوامع کهن پیچیدگی های جهان و طبیعت را به گونه ای نمادین برای خود رمزگشایی می کرد. این رمزگشایی های نمادین ساختار اجتماعی اقوام ما را نشان می دهند. جغرافیا بر فرهنگ تاثیر می گذارد، و جای تعجب نیست که در ایران شماری از فرهنگ های گوناگون وجود دارد، که هر کدام به نوبه خود اسطوره های گوناگونی را خلق کرده است. و ما می خواهیم از جوامعی بگوییم که اسطوره هنوز در آن ها «زنده» است.
اسطوره تاریخی است که درونی شده است، راه به ژرفاهای نهاد مردمان برده است، «ناخودآگاه» شده است. آنچه در «خودآگاه» مردمی در درازنای زندگی آن مردم می گذشته است «تاریخ» آن مردم است، و آنچه از تاریخ در ناخودآگاه آن مردم بازتافته است، اسطوره ی آنان را می سازد.
دوام و پایندگی اساطیر، مرهون همین معنی است. علم زاده می شود، اما اسطوره ناپدید نشده است بلکه در کنار تبیین عقلانی، باقی مانده است و حتی گاه برای تصریح آن تبیین به کار آمده است.
ویژگی عمده اساطیر ایران ثنویت است. این موضوع در تاریخ دوازده هزار ساله اساطیری ایران به خوبی نمایان است. نبرد میان اورمزد و اهریمن. نبرد میان نور و تاریکی. نبرد تیشتر با اپوش. نبرد ایزد مهر و اهریمن تاریکی.
برای مردمان باستان، بهویژه ساحلنشینان، دریا همواره پهنهای پر رمز و راز بوده که با جانوران افسانهای و داستانهای حیرتانگیز گره خورده است.
به دلیل شرایط اقلیمی جنوب ایران، ما نقش ایزد آناهیتا (ایزد آب ها)، تیشتر (ایزد باران) و ایزد مهر (ایزد نور و روشنایی) را بیشتر درک می کنیم. همه ی این ایزدان در یک چیز با هم مشترک هستند و آن وابستگی به آب است. خواه این آب، آب دریای نیلگون باشد که رزق و روزی ساحلنشینان به آن وابسته است و خواه، باران. در این میان بیشترین آثار را از وجود ایزد آناهیتا می بینیم. چه آثار مادی، مانند معابد آناهیتا، قلعه دختر، پل دختر که همگی منسوب به ایزد آناهیتا هستند. آناهیتا ایزد آب های روان، دریاها و اقیانوس هاست. عامل جوش و خروش اقیانوسهاست. همچنین او از نزدیک ترین ایزدان و امشاسپندان به اورمزد می باشد. آناهیتا ارابه ای دارد که چهار اسب آن را هدایت می کنند. اسب ها شامل، باد، باران، ابر و تگرگ است.
از نشانه های اهمیت ایزد آناهیتا، آبان یشت است. یشتی در ستایش ایزد آب ها. در گاهشمار ایران باستان که هر روز نامی داشت، دهمین روز از ماه به نام آناهیتا، آبان روز است. و بین ماه های سال هم، هشتمین ماه به نام اوست (تاج هشت پر، نماد ایزدبانو ناهید است که این نماد اشاره به سیارهی ناهید دارد).
در ایران باستان هر گاه نام روز با نام ماه برابر می شد، آن روز را جشن می گرفتند. دهمین روز از آبان ماه برابر است با جشن آبانگان. جالب است که روز خلیج فارس هم، درست دهمین روز ماه است. آبان روز.
بخشی از آبان یشت در ستایش این ایزد آورده است که:
میستایم آب را که آفریده اهورامزدا است.
یا
می ستاییم آب پاک سود رسان زندگیساز را،
می ستاییم اردوی سورآ آناهیتا را،
آن نگهبان شایسته آبهای نیالوده گیتی را.
اشاره داشتم که از نشانه های مادی ایزد آناهیتا، معابد آناهیتاست. از مهم ترین و شناخته شده ترین معابد آناهیتا، معبد آناهیتا در کنگاور، معبد آناهیتا در شوش، معبد آناهیتا در بیشاپور، معبد آناهیتا در جزیره کیش و معبد آناهیتا در جزیره خارک است.
همچنین کاریزها و قنات ها نیز منسوب به ایزد آناهیتا هستند. در واقع ایزد آناهیتا نگهبان آن هاست.
از باستانی ترین جزایر خلیج فارس باید به جزیره خارک اشاره کرد. یکی از شواهد این گفتار، کتیبه ی هخامنشی آن است که بر روی یک سنگ مرجانی حک شده است. همچنین وجود گور دخمه هایی در این جزیره، می توان گواه حضور انسان در طی هزاره در آن باشد.
اما اگر بخواهیم به آثار معنوی ایزد آناهیتا اشاره کنیم، باید به داستان هایی که دلیل وجودی آیین های مختلف باران خواهی و غیره شدند نگاه کنیم. داستان هایی مانند دی زنگرو ، مادر دریا، بابای دریا، گاو ماهی، جزیره متحرک و غیره. همچنین آیین هایی مانند، مراسم حنابندان، مراسم زار، آیین گلاف (لنج سازان) و آیین دی زنگرو.
معروفترین این داستان ها، «دی زنگرو» و «بارونی» هستند که هر دو بهنوعی آیین بارانخواهی به حساب میآیند. آیینی که در سراسر فلات ایران بهعنوان یکی از تاریخیترین نیایشهای آسمانی مطرح بوده و زبانه پرخواهشش تا سواحل خلیج فارس نیز کشیده شده است.
درون مایه این داستانها بیش از هر چیز زنده نگه داشتن نام سرزمینی است که خلیج فارس بخش مهمی از آن به شمار میآید و شاید بهتر از هر وسیله و راهکاری، حفظ و ثبت همین داستانهای خیالانگیز است که میتواند خلیج فارس را برای همیشه ایرانی نگه دارد.
می بینیم که اسطوره های جنوب، بازتابی از دریا هستند. خلیج فارس را می بینیم که با اسطوره ها پیوندی پنهان اما پر معنا دارد. اگر خلیج فارس حافظهی تاریخی ایران است، اساطیر روح جاری در این حافظه هستند.
روز ملی خلیج فارس نیز، در حکم نشانهای رازآلود، در دهم اردیبهشت قرار دارد. روزی که ارتش ایران در زمان شاهعباس صفوی، گمبرون (بندرعباس کنونی) را از چنگ پرتغال بیرون آورد.
در ظاهر، این همزمانی صرفاً تقویمیست، اما در ژرفای معنا، این تقارن، خاستگاهی اسطورهای دارد. گویی آبهای جنوب، در همان روزی که آناهیتا را میستایند، دوباره آزاد شدند. گویی بازپسگیری خلیج فارس، بازگشت به تقدس آب بود. خلیج فارس، در حکم معبد زمینیِ آناهیتا است. پهنهای که در آن، سیاست، تاریخ و اسطوره با هم در میآمیزند.
در این معنا، دفاع از خلیج فارس، تنها دفاع از خاک و آب نیست. پاسداشت میراث معنوی و اسطورههای کهن ماست. میراثی که آب را سرچشمهی زندگی، فرهنگ و پیوندهای انسانی میدانست. میراث معنوی ما، تنها ذخیره ی فرهنگی هستند که تا جهان باقیست، باقی می مانند. میراثی که نشان از اهمیت جایگاه زنان در باروری، زایش و زندگی داشتند. نشان از فرهنگی والاست. فرهنگی بر آمده از اسطوره های هزاران ساله.
خلیج فارس، تجلی زمینی آناهیتاست؛ زنی جاودانه، جاری، مقاوم، و آرام.
باید قدر و قیمت هویت خود را بدانیم. باید هویت خود را زنده نگه داریم. فرهنگ تداوم دارد و ما ملتی هستیم که فرهنگ مداوم داریم. این وظیفه ی ماست تا در آشوب زمانه، فرهنگ و هویت خود را همچنان که بوده حفظ کنیم.
شیلر:
انسان از آنچه همگانی است، ساخته می شود
و رسوم پرستاران اویند،
پس وای بر آنان که بر ساز و برگ خانه کهن خود
-این میراث نیاکان-
دستی ناروا زنند
زیرا زمان زاینده قدس است،
و هرچه سپیدی پیری پذیرد
مقدس گردد.
سحر آقاجان نسب؛ سردبیر هفته نامه سراسری عصر آگاهی